سهروردی و آغاز اشراق

دسامبر 4, 2008

فلسفه اشراق از سده ششم بروز یافت. کندی (م260)،فارابی (م339) ابن سینا (م 428 ) فلاسفه بزرگ اسلامی قبل از سهروردی (م 587) اند. فلسفه رایج پیش از اشراق مشاء بوده است .مشاء با آثار بوعلی شناخته و منتشر شد . وی آموزه های پیشین را با اضافات و نوآوری ها سامان بخشید و تمام فلسفه های دیگر را به خضوع واداشت . اما پس از گذشت یک قرن آثار بی میلی به مشاء رخ نمود .می توان قرن ششم را سده ی رویگردانی از مشاء نام نهاد . منتقدان مشاء با هجمه های فراوان موجب انزوای آن شدند . عرفا ،متکلمین ، فقها و ظاهر گرایان و حتی مکاتب فلسفی دیگر در نقد مشاء می کوشیدند. غزالی (505) با تهافت الفلاسفه ، شهرستانی( 548 ) با مصارع الفلاسفه ، فخر رازی(586) با شرح اشارات و المحصل و ابو البرکات بغدادی (547) با معارضه هایش با مشاء به جنگ فلسفه بوعلی برخاستند. و شیخ اشراق نیز با گرایش فلسفی خاص در مقابل مشاء ایستاد .همه ی این تقابل ها در اواخر قرن پنجم و در فرن ششم رخ داد و اگر پاسخ گویی خواجه نصیر در قرن هفتم نبود ،مشاء دیگر سر بلند نمی کرد . وی با نقد المحصل و شرح الاشارات مشاء را احیا کرد .

سهروردی در دوران افول مشاء ظهور کرد و با رویکردی فلسفی به مبارزه با آن پرداخت و در زمان کوتاهی مکتبی نو بنیان نهاد . فلسفه اشراق به معنای سهروردی و آثار اوست و کسی بارزتر از او در این فلسفه نبوده است . شهرزوری و قطب الدین شیرازی و… صرفا شارحان اشراق بوده اند . این فلسفه با تمام عظمتش منحصر در سهروردی است . اگر چه سخن شارحان در فهم مقصود مفید است .

زندگی سهروردی
نام وی شهاب الدین یحیی ابن جبش ابن امیرک سهروردی است .متولد 549 است و در سی و هشت سالگی در گذشت . سهرورد نزدیک زنجان شخصیت های مهم دیگری را پرورش داده است .نجیب الدین سهروردی عارف و دیگری صاحب عوارف المعارف ،شهاب الدین عمر سهروردی . صاحب عوارف المعارف معاصر سهروردی بوده .گاهی با شیخ اشراق اشتباه گرفته می شود و حتی برخی عوارف المعارف را به شیخ اشراق نسبت داده اند. وجود چنین شخصیت هایی سابقه عرفانی سهرورد را نشان می دهد که احتمالا در شخصیت سهروردی موثر بوده است .
در کودکی در مراغه تحصیل کرده است .سپس به حوزه پرشور اصفهان می رود و نزد ظهیر الدین فارسی تلمذ می کند و مشاء را فرا می گیرد و از حامیان سرسخت آن بوده است .

» و صاحب هذه الاسطر کان شدید الذب عن طریقة المشائین فی انکار هذه الاشیاء عظیم المیل الیها و کان مصرا علی ذلک لولا ان رای برهان ربه«(حکمةالاشراق156).

می توان حدس زد این دوران تا حدود بیست و دو سالگی بوده است . فخر رازی نیز در همین مدرسه بوده است ولی دلیلی بر هم درس بودن آن ها نیست . از بیست و پنج سالگی تمایل به عرفان در وی هویدا می شود (احتمالا از اول چنین تمایلی داشته است .اگرچه شاهدی در دست نیست .) . بخشی از این تحول را در حکایت منامیه شرح می دهد .

«کنت زمانا شدید الاشتغال کثیر االفکر و الریاضه و کان یصعب علی مسالة العلم …«(مطارحات 70)

در حالتی منامیه ارسطو را می بیند و از او سوالاتی دارد و جواب هایی می شنود که زمینه ساز فلسفه اشراق بوده است . و آرام آرام از مشاء فاصله گرفت . بعد از تحصیل در سیر و سفر به جستجوی مشایخ صوفیه می پردازد .

«و اکثر عمری فی الاسفار و الاستخبار و التفحص عن مشارک مطلع و لم اجد من عنده من علوم شریفه….(مطارحات 505)